الشيخ محمد الصادقي الطهراني
33
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
اصولًا در قرآن مطلبى نداريم كه چيزى يا عاملى خارجى به او بدهيد تا معنايش معلوم شود . قرآن فقط دهنده است نه گيرنده ، افاده كننده است و نه استفاده كننده ، معين است و نه مستعين ، روشنگر و روشنى دهنده است نه روشنى گيرنده ! « بلسانٍ عربىٍ مبين » به زبان و حجت بالغهى الهى است كه اگر كسى بخواهد آن را بفهمد بايستى خود را از مفروضات برونى غير مطلق و تحميلى تجريد كند تا در معانى صحيح قرآنى بالغ گردد ، در نتيجه فهم صحيح قرآن برايش ميسر و آسان است . آياتى در قرآن هست كه با الفاظ موجودش معنايى خاص را افاده مىكند ، اما بر منظور ديگرى دلالت ندارد . ما بايد دقت و جستجو كنيم تا منظور بيان نشده را از آيات ديگر بيابيم ؛ مثلًا در آيات زيادى لفظ « السماوات » آمده است . مانند « اللَّهُ الّذى رَفَعَ السَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » ( رعد / 2 ) خدا كسى است كه آسمانها را بالا برد ، بدون ستونى كه آن را ببينند . امروزه فهميدهاند كه اين ستونها و استوانههاى ناديدنى ، همان ميدانهاى مغناطيسى اطراف كرات و منظومهها و كهكشانها است ، « 1 » دلالت آيه نيز بر آن واضح است . مطلب ديگرى كه فهميده مىشود اين است كه آسمانها متعدد است ، زيرا ( السماوات ) جمع است . مطلبى را كه اينجا نمىفهميم تعداد آسمانهاست . اين تعداد را با مراجعه به آيات ( سبع سماوات ) مىفهميم . يعنى آياتى كه تعداد آسمانها را هفت عدد يا هفت طبقه بيان كرده ، مفسر آيات ديگرى است كه تعداد آسمانها را ذكر نكرده است : « هُوَ الّذى خَلَقَ لَكُمْ ما فِى الأرضِ جَميعاً ثُمَ اسْتَوى الَى السَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْىءٍ عَليمٌ » ( بقره / 29 ) او كسى است كه همهى آنچه در زمين است براى شما آفريد ، سپس به خلقت آسمان پرداخت پس آنها را هفت آسمان بر فراز هم ساخت و او به همه چيز بسيار داناست . غير قرآن هرگز توانايى تفسير عدد ( السماوات ) را ندارد . اگر خداى متعال در قرآن شريف تصريحى به هفت آسمان نكرده بود ، ما از ( السماوات ) حداقل دو ، يا سه آسمان را
--> ( 1 ) - توضيح اين مطلب كه چرا گذشتگان به اين مطلب نرسيدند يا با اشتباه رسيدند و آيا تكامل علوم بشرى باعث اين فهم شده است ؟ خواهد آمد .